این چــــــــیه؟!

سلام دوستای گلم عیدتون مبارک

خب دوس دارم از خواهر زاده ام بنویسم که خیلی خیلی دوستش دارم،قلب جوجوی خاله کمتر از یک سالو نیم اشه و خیلی بانمکو خواستنیه.امروز تبسم خونه امونه و از صبح داره شیطونی میکنه البته شیطونیاش بیشتر بانمکو شیرینه.

یک مدته که تبسم حرف میزنه و خیلی نسبت به اطرافش کنجکاوه و هر چیز جدیدی میبینه دایم میپرسه : این چیه؟!سوال صبح خواهرم داشت بهش انگور میداد که تبسم با دست یک گوشه از اتاقو نشون میدادو با کنجکاوی میپرسید این چــــــــــــیه؟؟؟ و خواهرمم تو جوابش میگفت بسم الله رحمان رحیم!؛استرسخیلی تعجب کردم و به این مادرو دختر شاد با تعجب نگاه کردم و به خواهرم گفتم چی میگی؟ اونم خندید بعد به تبسم گفتم خاله؟چی میگی؟چی چیه؟برو دستتو بذار روش بهمون نشون بده ببینیم چیه؟

بعد تبسم بلند شدو رفت نزدیکترو دوباره گفت این چیه؟ما هم با تعجب چیزی نمیدیدم تا اینکه یک دفعه یک مگس از نزدیک تبسم رد شد و تبسم با تاکید بیشتر پرسید این چیــــــــــــــــه؟؟؟؟


نتیجه اخلاقی:

+مادران گرامی اینقدر به مسائل جو ندیدن و هر چیزی که به چشم ما دیده نمیشه لزوما از ما بهترون نیس

+با دقت بیشتری به مسائل نگاه کنید و بچه رو جدی بگیرید

+یک خاله خوب,مهربون و باهوش میتونه حلال مسائل سخت و پیچیده باشه

/ 2 نظر / 19 بازدید
فاطمه

[ابرو]