همینجوری نوشت

و بالاخره موفق به نوشتن اولین پست سال 94 شدم، واقعا خسته نباشمنیشخند

و اما برای شما هم پیش میاد گاهی بین دو رفتار یا تفکر گیر کنید؟ مثلا کاری رو شروع کنید و فکر کنید اون کارو دوست دارید ولی تو دلتون بخواین دیگه اون کارو ادامه ندید یا حداقل ادامه اش رو به تاخیر بندازید تا شاید ذهنو دلتون برای انجام اون کار با هم یکی بشن؟متفکر

خیلی وقتا ذهنم میشه جایی برای بحث بین باید و شاید ها انگار کلی تردید به ذهنم هجوم میارن و با کلی استدلال و تفکر مختلف سعی دارن قانعم کنن و نتیجه شلوغی ذهنم میشه خستگی و نگرانی...

اینجور وقتا حرفای مامانم خیلی آرومم میکنه و در نهایت مامان دعوتم میکنن تا از صمیم قلبم بدون گله وشکایت از خدا کمک بخوام و هیچی مثل حضور همیشگیه خدا آرومم نمیکنه شایدم بهتره بگم حضور خودم در کنار خدا چون خدا همیشه کنارم هست و این منم که هزارو یک چیز باعث میشه خالق مهربونمو از یاد ببرم.

یک تصمیم های واسه زندگیم دارم دعا کنید بتونم عملیشون کنم؛ چند وقته خیلی سردو بی حرکت بودم در قبال زندگی ولی باید به خودم بیام و خودم به لطف خدا سعی کنم زندگیمو جوری بسازم که ذهنو دلم آروم باشه و بتونم از زندگی لذت ببرم.لبخند

و اما یک حکایت طنز اندر احوالات مذاکرات با عنوان خوشحالی برای بازگشت به قبل!نیشخند

روزی مردی نزد شیخ آمد و گفت : 

یا شیخ ! در خانه اتاقی کوچک داریم و من به همراه همسرم و فرزندان به سختی در این فضای کم زندگی می کنیم... یا شیخ چه کنیم ؟
شیخ گفت : آیا جاندار دیگری در خانه داری؟ 

مرد گفتا : بلی ، بزی دارم که در حیاط خانه می بندم.
شیخ گفت : آن بز را نیز به درون اتاق بیاور و زندگی کن.
هفت روز گذشت و مرد نزد شیخ بازگشت و گفت : 

یا شیخ ! زندگیم نابود شده در آن اتاق کوچک با زن ، فرزندان و بزغاله زندگی می کنیم و زندگی بر ما جهنم شده ،یا شیخ چه کنیم ؟
شیخ گفتا : آن بز را از اتاق بیرون ببر و در حیاط خانه ببند.

فردای آن روز مرد با گل و شیرینی نزد شیخ آمد با خوشحالی گفت : 

یا شیخ سپاسگزارم .ما را از عذاب نجات دادی ..این قدر جای ما باز شده و راحتیم که نگو، ممنونم از شما .....

بیرون راندن بز از خانه و پیروزی ملت همیشه در صحنه را در راستای توافق هسته ای را تبریک می گویم. باشد که شاد کام و خوشحال باشید از بیرون راندن بز !!!!!!!

ضمنا دیروز هم از شیخ پرسیدند: 

یا شیخ ! وقتی مردم برای برگشتن به شرایط 10 سال پیش این قدر شادی می کنند، اگر به شرایط 40 سال پیش برگردند، چه می کنند؟!..........

میگن هنوز شیخ جواب نداده..

برگرفته از حکایات حکیمانه http://30arg.blogfa.com


+راستش حس میکنم که عزت ایرانی و ایرانی بودن تو دنیا پایین اومده و این خیلی ناراحتم میکنه ناراحتم که روز به روز داریم سطحی نگر میشیم؛خیلیامون به ظاهر پیشرفت کردیمو با فرهنگیم ولی وای به روزی که تو شرایط خاص خود واقعیمون بزنه بیرونخنثی

+ کاش مسئولین در قبال بی حرمتی کشور های جاهل همسایه سکوت نکنند و با جدیت باهاشون برخورد کنن؛ شرف ریال نیست که با بی ارزش شدنش بشه در موردش سکوت کرد...

/ 7 نظر / 19 بازدید
Nima

سلام وبلاگت عاليه ... خوشحال ميشم يه سري هم به من بزني و نظرتو بگي [قلب]

yasin

سلام دوست عزیز وب خوبی داری به منم یه سر بزن

معلم کوچولو

آخ گفتی .منم خیلی درگیری فکری دارم بین باید ها و نباید ها ولی همش میرم سمت نباید ها [نیشخند]

mosen

آره .... ولی من زیاد خواب نمی بینم. ینی اصلن نمی بینم! مرسی مرسی . به لطف شما بد نیستم :) نمی دونم دستم به نوشتن نمیره! در یک برزخ چند وجهی ام فعلا. نه خوبه نه بده نه زشته نه زیبا نه آروم و مغشوش :) یه معجونیه واسه خودش. چند بار کلی چیز نوشتم بعد دیدم چقد چرته! ------» شیف + دلیلت :))) فعلا بیشتر رفتم سراغ کتابای نخونده و فیلمای ندیده ببینیم چی میشه. با تموم اینا شمام نبودی آ :) نه اینجا نه وب خودت!

mosen

کلن توو زندگی تنها چیزی که آدم ته تهش میبینه که بهش محتاجه آرامشه. آرامشی دریا البته نه برکه. یه دریای آروم که صد البته می تونه به موقع موج دار باشه قوی باشه. میتونه آبی باشه زیبا باشه ... چه معجون خوبی: مامان+خدا ! ایشالله دریا باشیم. یعنی همون خدا دریامون کنه.

mosen

برزخ همیشه به معنای شک نیست. منم الان بیشترین چیزی که حس می کنم تعلیقه! یجورایی معلق بودن رو هوا که کوچکترین ضربه ای میکوبتم اینور اونور ! بماند ... دیگه روحی باقی نمونده والا! روح خسته میتونه برگرده کم کم ولی اون جنگی که توو سرته نابود می کنه روزاتو. من کوچیکتر از اونم که نصیحت کنم (مدل این برنامه تلویزیونیا) ولی یجا کاتش کن این جنگو . طرف یکیو بگیر توو این دعوا و تا آخر واسا پشتش :) آدمی که وسط میدون واسه هیچوقت نمی فهمه چی به چیه و حق با کیه. برو یه طرف فوقش می بینی اشتباه اومدی توو تاریکی می پیچونی میری اونور میدون :)))) شکسته نفسی نکنید دیگه وبلاگ شخصیه. آدم شده چند وقت یبار بیاد یه سرفه کنه بره :) لطف عالی بسیاااااااااااااااااااااااااااار ایشالله هر چه سریعتر آتش بست + یه روح سرحال و تازه نفس :)

فاطمه

به نظر منم ایران رو زیر سوال بردند با این کاراشون... ایران اگه شانس داشت همسایه هاش اینا نبودن