جا مانده ام

جا مانده ام

به گمانم فقط قرار بود دلم هوایی شود و شوری شیرین در وجودم مهمان ؛این هوا را دوست دارم گرچه گاهی انگار عوارض تنفسش خیس شدن گونه هاست ولی دوستش دارم ...

درسته جا ماندم ولی حال که مهمانی ناشناس اما آشنا همراهم شده سعی میکنم لااقل رسم میزبانی را به درستی ادا کنم! خدارا چه دیدی شاید نرفته به مقصد رسیدم...

+ دیدین گاهی یک شعر تا مدت ها تو ذهن تکرار میشه؟ این بیت خیلی داره تو سرم شلوغ میکنه: فرقی ندارد کودکی پیری! هر جا که زانو را بغل کردی؛ یعنی تو هم با عشق درگیری.


/ 7 نظر / 10 بازدید
mosenajorloo

عوارض تنفسش خیسی گونه هاست ... مرسی [تایید] شعر جالبیه ولی نوع درگیری رو مشخص نکرده شاعر! خیلی مهمه به نظرم :)

زهرا(رومفا)

سلام بهار چش چش سعی میکنم دیگه نذارم غمگین[ماچ]

mosenajorloo

آره و حتی بیشتر از این حرفا درگیر آدم بشه! برداره ببره با خودش! جا موندن خیلی بده اونم از سفر :( تجربه بدیه که دارمش و جاشم درد می کنه هنوز :( درگیری با خود بهترین نوعشه . چون بعدش که تموم میشه یه چیزی بدست آوردی نه اینکه از دست بدی

فاطمه

شعر قشنگی ام هست حق داره تکرار بشه [لبخند]

معلم کوچولو

منم مدت مدیدی این شعر تو ذهنم بود لالایی کن گلم مامان بیداره... لولو هر شب پشت دیواره [نیشخند] اصلا تو معنی و مفهومش موندم [خجالت][نیشخند]

زهرا(رومفا)

اره خیلی قشنگ بود[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

ترسا خانوم

خوشحال میشم به منم سر بزنید http://tersa70.persianblog.ir